چند روز پیش ۸ مارس و روز جهانی زنان بود. داشتم یه سری عکس از قبل انقلاب میدیدم و باز به این فکر کردم که چقدر شرایط اون سالها با الان فرق داشته. یکی از عکسا مربوط میشد به تجمع و تظاهرات زنان در اعتراض به حکم آقای خمینی که حجاب رو اجباری اعلام کرد. زنانی که همه با هم ایستادگی کردند، تلاش کردند، همکاری کردند از هر نوع سلیقه و تفکر و جایگاهی. حالا ناگهان با خبری رو به رو شدند که متفاوت بود از همه تظاهرات و خواسته ها و روح انقلاب. این تصمیمی که گرفته شد، از جانب یک نفر برای یک ملت، یعنی تبعیض و نادیده گرفتن قسمت اعظمی از جامعه و موافقان انقلاب ۵۷. و خاموش کردن همه اون صداهای اعتراض و خطراتی که زنان اون دوره برای به ثمر رسیدن انقلاب به جان خریدند. حالا تمام اون زنان و نوادگانشون نه فقط از این حجاب به اجبار، بلکه از باقی تبعیض ها که با انقلاب از بین نرفت، در سختین و این سختی رو فریاد میزنن به امید شنیده شدن. در همه جای دنیا هرسال، ۸ مارس، صداهای زنان بلندتر میشه و شانس توجه بهشون بیشتره. به نظر من اینجا ۸ مارس معنایی نداره. هر روز روز اعتراض و تلاش و دویدن و بروز توانایی ها و مهارت ها است. به امید شنیده شدن و تموم شدن نابرابری های موجود. اینجا، هر روز ۸ مارس است.
یادداشت های یک ذهن خیالباف...ما را در سایت یادداشت های یک ذهن خیالباف دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 22