زمان زیادی از آخرین نوشته ام میگذره. این مدت سردرگم بودم و مات. اتفاقای زیادی آوار شدن و من زیر حجم این وقایع و حرفا، داشتم به خودم و دنیام فکر می کردم. هرازگاهی تلنگری لازمه برای دقت کردن تو روابط هر چقدر ممکنه سخت و دردناک باشه. چقدررر خوشحالم تابستون داره میگذره با همه اتفاقا و طولانی بودنش. چند روز دیگه پاییز میاد و من از الان ذوق هوا و درختای نارنجی پوش رو دارم.
یادداشت های یک ذهن خیالباف...
ما را در سایت یادداشت های یک ذهن خیالباف دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 9:46