یادداشت های یک ذهن خیالباف

خرید بک لینک
چند روز پیش ۸ مارس و روز جهانی زنان بود. داشتم یه سری عکس از قبل انقلاب می‌دیدم و باز به این فکر کردم که چقدر شرایط اون سالها با الان فرق داشته. یکی از عکسا مربوط می‌شد به تجمع و تظاهرات زنان در اعتراض به حکم آقای خمینی که حجاب رو اجباری اعلام کرد. زنانی که همه با هم ایستادگی کردند، تلاش کردند، همکاری کردند از هر نوع سلیقه و تفکر و جایگاهی. حالا ناگهان با خبری رو به رو شدند که متفاوت بود از همه تظاهرات و خواسته ها و روح انقلاب. این تصمیمی که گرفته شد، از جانب یک نفر برای یک ملت، یعنی تبعیض و ناد یادداشت های یک ذهن خیالباف...ادامه مطلب

ما را در سایت یادداشت های یک ذهن خیالباف دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: شنبه 22 آذر 1404 ساعت: 22:26

بابا لنگ دراز رو خیلی سال پیش خوندم. خاطره چندانی ازش تو ذهنم نمونده بود. امروز دوباره خوندمش و باید بگم نظرمو خیلی تغییر داد. من هیچوقت از جودی و کاراش خوشم نمیومد درعوض شیفته آنی شرلی بودم با همه پرحرفی و خیالپردازی و پشتکارش. ولی الان با جودی هم همزادپنداری میکنم و دوسش دارم. کتابش بسیار دلنشین تر از کارتونشه. توی کارتونش جودی رو یه دختر سربه هوا نشون داده بود درحالیکه اینطور نیست یا حتی ظاهرش رو شلخته تصویر کرده بود. ولی جودی توی ذهن و قصه من این شکلی نیست. ترجیح میدم کارتونش رو فراموش کنم و به شخصیت پردازی و قیافه ای که خودم واسه آدمای کتاب ترسیم کردم، نگاه کنم. داشتم به کاراکترای کتابایی که خوندم یا فیلمایی که دیدم فکر میکردم. به اونایی که دوسشون دارم و واقعا حل میشدم تو قصشون. جودی ابوت، آنی شرلی، جو توی زنان کوچک و الیزابت غرور و تعصب. نقاط مشترک زیادی دارن با هم. همشون رویای نوشتن و نویسنده شدن دارن. همشون پرشور و با انرژین. از زمان حال نهایت استفاده رو میکنن و لحظه براشون مهمه و همه این چهار دختر پشتکار زیادی دارن. اینو درک کردن که خودشون باید برای تحقق آرزوهاشون قدم بردارن که درنهایت بتونن از شادی واقعی بهره مند بشن. دوست دارم شبیهشون باشم. همونقدر قوی همونقدر جسور. و باور دارم که واسه این تصمیم هیچ وقت دیر نیست. یادداشت های یک ذهن خیالباف...ادامه مطلب

ما را در سایت یادداشت های یک ذهن خیالباف دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 8:51

پاییز اومد، تولدم اومد، سوپرایز شدم ذوق کردم.

بنظرم ناب بودن پاییز و لحظه های رویایی و قشنگش شروع شدن. لحظه هایی که بخوای همون جا بمیری از خوشی. از ناباوری. اتفاقایی که بگی این که من الان اینجام، خوابه یا بیداری؟

این روزا این یه تیکه شعر میچرخه تو سرم. مدام: اگر این فقط یه خوابه، بذار تا ابد بخوابم

یادداشت های یک ذهن خیالباف...

ما را در سایت یادداشت های یک ذهن خیالباف دنبال می‌کنید

برچسب: اگر این فقط یه خوابه,اگر این فقط یه خوابه دنگ شو,اگر این فقط یه خوابه بذار تا ابد بخوابم دانلود,اگر این فقط یه خوابه دانلود,آهنگ اگر این فقط یه خوابه,دانلود آهنگ اگر این فقط یه خوابه,آهنگ اگه این فقط یه خوابه تا ابد بذار بخوابم,دانلود آهنگ اگر این فقط یه خوابه دنگ شو,دانلود اگر این فقط یه خوابه دنگ شو, نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 9:40

بهم گفت دیگه الان وبلاگ از مد افتاده میخوای چیکار؟ پیش خودم فکر کردم نمیتونم همش تو دفترچه ام بنویسم. انگار اونجا هم نمیشه همه حرفو زد. نمیدونم چرا ولی خیلی دلم میخواست یه وبلاگ داشته باشم که کسی ندونه. مثل الان . به کسی آدرس اینجارو ندادم. حتی اگه تنها بازدید کننده اش خودم باشم مهم نیست. میخوام آزادانه بنویسم بدون ترس از قضاوت.

بعدا از ترسام میگم. از مسایلی که به هیچ کس نگفتم تا حالا. فعلا میخوام بخوابم.

یادداشت های یک ذهن خیالباف...

ما را در سایت یادداشت های یک ذهن خیالباف دنبال می‌کنید

برچسب: مقدمه شبیه سازی, نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 9:47

روزام دارن به بطالت میگذرن. ۶ ماه از بیست و یک سالگیم میگذره هنوز هیچ غلطی نکردم. حس میکنم امسال هم مثل ۲۰ سالگیم تموم میشن بدون اتفاقی و از این فکر متنفرم. اونم ۲۰ سالگی که همیشه فکر میکردم سن اوجه. خودمو تو بهترین حالت تصور میکردم ولی اومد و رفت و تموم شد. کاش امسال سال طلایی باشه. همونی که همیشه تو خیالمه.

یادداشت های یک ذهن خیالباف...

ما را در سایت یادداشت های یک ذهن خیالباف دنبال می‌کنید

برچسب: کرختی دست و پا,کرختی دست,کرختی انگشتان دست,کرختی انگشت شست پا,کرختی پا,کرختی پوست سر,کرختی دست راست,کرختی صورت,کرختی پای چپ,کرختی پاها, نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 9:46

صفحه بندی